الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
480
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )
در مقابل چشمان مردم و انظار عمومى باشد ، زيرا اشاعه فاحشه و تجاهر به آن گناه ديگرى است ولى اين براى امثال ما كه افرادى معمولى هستيم صادق است نه در مورد كسانى كه به مقام تقوا رسيده و از گناه دورى مىكنند و حتى گناه صغيره هم براى آنها كبيره است ، بله اگر مراد از منكر را كار خطا و زشتى بگيريم كه به حدّ حرمت ، نرسد درباره آنها نيز صادق است . زيرا آنها همه معصوم نيستند و ممكن است كارناپسندى كنند ، ولى سعى مىكنند در جَلوَت و آشكار نباشد . در زبان مردم شنيده مىشود كه مىگويند : از فلانى ( كه شخصاً خوب است ) ما هيچ بدى نديديم ، هر چه ديديم خوبى بوده ، اشاره به اين كه نمىتوانيم بگوئيم معصوم است ولى : « غائباً منكره حاضراً معروفه » . معروف و منكر « معروف » از ماده « عرفان » يعنى چيز شناخته شده و « منكر » از ماده « انكار » يعنى چيز ناشناخته ، راغب در مفردات مىگويد : معروف ، اسم است براى هر فعلى كه با عقل و شرع نيكى و « خوبى » آن شناخته مىشود و منكر اسم براى هر فعلى است كه با اين دو ، حُسن و خوبى آن انكار مىشود . « 1 » به عمل نيك ، معروف و شناخته شده گويند ، زيرا خدا روح انسان را چنان آفريده كه صفات خوب براى او شناخته شده است ؛ تقوى ، ايثار ، عدالت ، سخاوت و ديگر فضائل ، عناصر شناخته شده براى انسان است ، گوئى مثلا در عالمى ديگر با آنها انس گرفته است و در مقابل كار زشت و بد را منكر گويند ، زيرا چهره ظلم و بىعدالتى و تضييع حق مردم و اعمال شنيع چهرهاى ناشناخته است .
--> ( 1 ) . مفردات ، ماده « عرف » ، صفحه 343 . .